نهضت آسفالت در خاش

 

                خبرگزاری فارس: محور روستایی ده بالا خاش آسفالت شد

امروزه در دنیای ماشینی وقتی وارد  شهری می شویم وضعیت خیابان و معابر و اولین چیزی که هر کسی متوجه آن می شود.  از نظر اقتصادی و بهداشتی هم آسفالت خیابان ها تاثیر زیادی در زندگی شهروندان دارد. تصور کنید در زمانیکه ما در تحریم و و سایل یدکی خودروها بسیار گرانتر از حد معمول است و ناهموار بودن خیابان ها و معابر چه هزینه های گزافی را بر اقتصاد شهروندان و کشور تحمیل می کند . در حالی که دولتمردان بر اساس این سیاست که در کشوری که مواد اولیه آسفالت تولید داخل و بسیار ارزانتر از بسیاری از کشورهاست و زیبایی شهرها وابسته به خیابانها و معابر   مناسب ان است طرح نهضت آسفالت را پیشنهاد و هیئت دولت به استان ما که نام او در همه زمینه ها با محرومیت عجین شده اعتباری در حدود 220 میلیلرد ریال برای 36 شهر بزرگ و کوچک به تصویب رساند.  این  طرح در شهر زاهدان و دیگر شهرهای دور و نزدیک تا حدودی اجرا شد.که  در شهرهای بزرگ که شهرداریها دارای کارخانه آسفالت و ماشین آلات کافی بودند خیلی بهتر اجرایی شده تا در شهرهای کوچک و فاقد امکانات. در شهر خاش این طرح به صورت مقطعی  اجرایی و بعد از مدت کوتاهی متاسفانه تعطیل شد. و مردم هم با وعده های غیر عملی و شعاری مسئولین تقریبا عادت کرده اند و هیچ وقت به این وعده زیاد دل نمی بندند. و  هر زمان خودروشان در چاله ای می افتد و خسارت می بیند بعد از اندکی غرو لند بعد از مدتی این را هم فراموش می کنند. و این در حالی است که شهروندان هر شهر بر اساس عرف زندگی شهری موظف به پرداخت عوارض به شهرداری هستند و علاوه بر کمک ها و اعتبارات  دولتی شهروندان در تامین قسمتی از این اعتبار سهیم هستند. و به همان اندازه هم از شهرداری انتظار دارند تا به آنان خدمات دهد. و به وضع شهر سر و سامان دهد. شاید باور کردنی نباشدکه  خاش علیرغم داشتن کارخانه آسفالت 120 تنی و دیگر امکانات هنوز نه تنهاکوچه ها و محله های حاشیه شهربلکه که خیابانها و معابر که سالهاست در آنها تردد صورت می گیرد هنوز خاکی و وضع اسف باری دارند. محله هایی مانند ولی اباد ،اسلام آباد و...که کافی است که یک روز متولیان امر سوار بر خودروی خویش در شهر گشت و گذاری بزنند به عینه خواهند دید که وضع شهر بدتر از آن چیزی است که در این مقوله به ان پرداختم. بعد از بارندگی ها می بینیم که روزها طول خواهد کشید که آب بسیاری از این چاله ها خشک شود. که در حال حاضر حدود 185 هکتار از خیابان های این شهر خاکی هستند. که نه تنها از نظر بهداشتی مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد نموده بلکه از نظر اقتصادی چندین برابر هزینه آسفالت به خودروهای شهروندان خسارت وارد می کنند.  مردم خاش انتظار دارند که اندکی از اعتبارات نهضت آسفالت را اجرایی کنند تا شهر از این حالت تاسف بار خارج شود. نا گفته نماند که وقتی با مسئولین شهر صحبت می شود گرانی قیر را بهانه می کنند. که شهروندان بر این امر واقف اند که گرانی و تورم نه تنها در قیر بلکه در ضروریات اولیه زندگی شان چندین برابر شده و لی باید با شرایط موجود هم کاری کرد . ونمی توان دست روی دست گذاشت و نظاره گر اوضاع نابسامان بود. اصلا با یک حساب سر انگشتی همین هزینه نگهداری کارخانه آسفالتی که تولید ندارد را هم اگر در نظر بگیریم برای شهر خسارت دارد .و شهروندان هم انتظاری فراتر از حد توان شهرداری ندارند. فقط میخواهند همان اعتبارات اندک را با برنامه و بر اساس اولویت بندی صرف آبادانی شهر کنند. شهری که میدانش هنوز آسفالت مناسبی ندارد شاید نیاز به نصب تندیس های گرانقیمت نداشته باشد . و مشکل دیگری که شهر وندان از آن رنج می برند عدم هماهنگی دستگاههاست که اگر امروز خیابان و کوچه ایی آسفالت شد روز بعد برای دیگر خدمات شهری مانند آب، تلفن و گاز و غیره کنده کاری و تخریب نشود.

اتمام فصل امتحانات و شروع کار وبلاگ

زندگی همچنان ادامه دارد.........

با سلام خدمت تمامی خوانندگان و دوستان گرامی

در ابتدا بابت وقفه یک ماهه اخیر بدلیل شروع فصل امتحانات و و حجم بالای دروس دانشگاه همچنین عدم حضور در وبلاگ دوستان و عدم انعکاس اخبار و مطالب جدید در وبلاگ از تمام خوانندگان عزیز و دوستان گرامی پوزش می طلبم.

انشاءالله از امروز به بعد هر دو الی سه روز درمیان با مطالب جدید بروزم. از تمامی خوانندگان گرامی و دوستان عزیز و ارجمندم که در این ایام به یاد ما بوده و ما را فراموش نکرده اند کمال تشکر و سپاسگزاری را دارم.

                                                                                           با تشکر مدیر وبلاگ

دریاچه سردریا درحال خشکیدن

       

از قدیم ایام گفته اند آب مایه حیات است وزندگی همه موجودات زنده وگیاهان بر روی این کره خاکی وابسته به آبی است که خداوند به آنها ارزانی داشته است.اگر طبیعت زیبا وسرسبز است و ما دغدغه غذا نداریم و زندگی برای انسان خوشایند است  آب نقش اصلی را دارد ولی چرا این بشر امروز این مایه حیاتش را مورد بی مهری قرار می دهد چرا نقش اصلی در آلودگی آب را ما داریم چرا به جای استفاده بهینه از آب آنرا هدر می دهیم و حداقل در استان خشک وکم باران مان برای آب برنامه ریزی متناسب با شرایط جوی استان نداریم و به عبارتی دیگر مدیریت صحیح آب های سطحی و سفره های زیر زمینی را جدی نمی گیریم گاهی بی توجهی به منابع آبی مو جب تغییرات زیادی در محیط زیست و حیات وحش می شود و اکنون که خشکسالی های پی در پی  در استان  موجب کاهش منابع آبی شده چرا منابع موجود را بیشتر مورد توجه قرار نمی دهیم این مقدمه ایی بود تا توجه علاقه مندان و دوستداران محیط زیست را به یکی از پدیده های عجیب خلقت در استان مان جلب نمایم که هم اکنون با دخالت ما انسان ها و بی توجهی در حال نابودی است تفتان را که از هر دیدی بنگری برای استان سیستان وبلوچستان یک نعمت است وقتیکه از جاده اصلی خاش و زاهدان به سمت تفتان میروی و از روستای سرسبز و باستانی تمندان عبور می کنی در شمال روستای تمندان و دامنه جنوبی تفتان جاده شما را به نقطه ایی در ارتفاع 2685متری از سطح دریا می برد که در بلندای کوه وارتفاعات منطقه دریاچه ایی طبیعی وجود دارد که سالها نقش اساسی در محیط زیست و حیات وحش منطقه داشته ودارد اطراف آن پوشیده از درختان انبوه وتنومند بنه ، زیتون وحشی ،بادام کوهی،انواع درمنه سیاه وسفید و دیگر گیاهان دارویی کمیاب است در قسمت های جنوبی دریاچه سنگ لاخهای وسیعی وجود دارد که از ریزش کوه بوجود آمده و شاید یکی از دلایل بوجود امدن دریاچه بر فراز کوه همین فرو ریختن کوه بوده که دهانه خروجی آن را مسدود نموده که چشمه شیرین ابک زیر که از زیر سنگ های انباشته برروی هم سرچشمه می گیرد و در گرمترین روزهای سال چنان  سرمایی دارد که نمی توان دست را در آن چند ثانیه نگه داشت یا بدون گرم کردن از آن آشامید و اکنون این دریاچه  زیبا به خاطر حشکسالی و کمبود نزولات آسمانی سالهای اخیر و به خاطر دخالت ظالمانه ما انسان ها و بی توجهی مسئولان امر در حال نابودی وخشک شدن می باشد از دریاچه سه جاده یکی به سمت تمندان یکی به سمت انجرک و میرجاوه ودیگری به سمت نرون منشعب می شود که در سال های اخیر به همت مسئولان برای رفاه وتردد آسان مردم منطقه ساخته  شده که جای سپاس وقدر دانی را دارداما به قیمت نابودی دریاچه زیبا و مایه حیات و بسیاری از موجودات آبزی و حیات وحش رو به انقراض منطقه . با اینکه می دانستیم منبع آبی دریاچه محدود است برای راهسازی چنان بی پروا آب برداشت کردیم تا حیات خودش را مورد تهدید قرار دهیم و هیچکس به عنوان متولی ومحافظ محیط زیست نیامد که بگوید که نابودی دریاچه نابودی حیات وحش و محیط زیست منطقه است تا اینکه دریاچه ایی که روزی بیش از 30متر عمق داشت و امیدی برای محیط زیست کوهستان وانواع قوچ وکل ،کبک وتیهو و همه دوستداران طبیعت زیبا بود آخرین روزهای عمر طولانی اش را سپری می کند وتنها راه نجات آن بلند کردن دست به سوی آسمان است تا خداوند با سرازیر کردن باران رحمتش موجب نجات دریاچه سردریا تمندان شود و به ما انسان ها فرهنگ احترام به محیط زیست و نعمت های طبیعی و خدادادی را بدهد و به متولیان امر توفیق دیدن و به عبارتی دیگر عیادت از دریاچه ای که آخرین روز های عمرش را سپری میکند تا با حداقل با نصب یک تابلو برداشت آب ممنوع ادای دین به طبیعتی کنند که حفاظت ان وظیفه اصلی آنان است و یا حداقل از طریق googleart در همان اداره و محل کارشان سری به دریاچه سر دریا بزنند تا باور کنند که دریاچه در حال خشکیدن است و اندکی اندیشه که خشکیدن چنین دریاچه هایی چه پیامد های منفی در طبیعت دارد وشاید سال ها طول کشیده که چنین منابع آبی وچشم انداز های بی نظیری در طبیعت شکل گرفته و اگر چنین آسان آنهم با سهل انگاری ما از بین بروند و شاید نسل های آینده از دیدن چنین مناظری که میراث ملی ماست محروم شوند ومطمئنا از ما خواهند پرسید شما کجا بودید که جلوی برداشت بی رویه آب از دریاچه سر دریا را بگیرید و آخرین بازماندگان حیات وحش قطا با خشکیدن سر دریا از این دیار مهاجرت خواهند کرد و ما در حسرت از دست دادن این همه نعمت خدادادی خواهیم ماند و شاید روزی تفتان و دامنه هایش دیگر جذابیت گذشته را نداشته باشند تا مشتا قانش در هر فرصتی برای آرامش روح وجسم به انجا بروند.

 

اشعاری به زبان فارسی توسط مدیر وبلاگ

                              

                                         حمد وثنای پروردگار

من کنم حمد و ستایش آن خدای مهربان

                                    آن خدای آسمانها خالق رنگین کمان

مالک دریا و خشکی و زمین و کهکشان

                                 خالق دست و سر و پا و دو چشم و یک زبان

بعد از آن حمد و ستایش من فرستم صد سلام

                                     بر روان پاک احمد آن حبیب جان فشان

صد درود بر او که بود این امتش را ساربان

                                             گنبد خضرای او سرشار از آه زائران

مفتخر گشت از وجودش ساخت و ساز این جهان

                                      ریشه ی کفر را بخشکاند از وجود کافران

ظالمان اندر حضورش هم نبودند در امان

                                   چون اله آسمانها بود حامیش در هر مکان

من بنازم بر وجود آن صحابان کرام

                                             آن دلاور مردمان و یاوران آن امام

دین اسلام شد سراسر از وجود حامیان

                                            نور ایمان شد منور از وجود قاریان

چون که شاگردان مکتب کرده اند با مال و جان

                                           آبیاری این درخت را همچو مرد باغبان

جهل و ظلمت لات و عزی برچیده شد از بینمان

                                           آمد اندر شهر مکه نور عزت و اذان

ای خدای هادیه آن مومنان و مصلحان

                                    دین اسلام را حفاظت کن ز شر مفسدان

       

این شعرو تقدیم میکنم به.............

دوست من

یه دوست دارم که یارمه دوسش دارم یه عالمه

جاش همیشه تو قلبمه چهرش تو یاد و ذهنمه

چشاش برنگ آبیه موهاش یکم شرابیه

صداشو نشنیدم ولی فکر می کنم که عالیه

از خوبیاش چیا بگم هرچی بگم بازم کمه

فاصله هامون زیاده اما قلبامون با همه

هر لحظه من بیادشم هر دم براش LOVE می کشم

دوستم یخورده شیطونه اما با من مهربونه

وقتی برام اس می زنه دلم براش تند می زنه

شبا تو خوابمم میاد دوسش دارم خیلی زیاد

به این امید من شب و روزمنتظرشم که بیاد

ای به فدات دوست خوبم این شعرم تقدیم تو باد

 

آیا شب یلدای امسال پایان دنیاست؟

پایگاه اطلاع‌رسانی ناسا در واکنش به شایعات مطرح شده مبنی بر به پایان رسیدن دنیا در روز 21 دسامبر (اول دی ماه)، به سوالات مربوط به این شایعه پاسخ داده است.

 مدت‌هاست که شایعات مختلفی در مورد به پایان رسیدن دنیا در سال 2012 و در روز 21 دسامبر (مصادف با اول دی ماه) در وبلاگ‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی رد و بدل می‌شود و هر روز ابعاد گسترده‌تری نیز به خود می‌گیرد.
برای این شایعات منابع و استنادات مختلفی نیز مطرح می‌شود. تقویم قوم مایا، پیش‌گویی‌های نوستراداموس و حتی منابع مذهبی و باستانی از جمله مواردی هستند که مطرح‌کنندگان این شایعه به آن استناد می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که دنیا باید در این روز به پایان برسد.
این موضوع مختص ایران نبوده و در سرتاسر دنیا مطرح شده است. شایعه دیگری نیز که در این زمینه مطرح شده بحث خاموشی سه روزه زمین و ورود زمین به دوره جدیدی از حیات خود است. تمام این شایعات و گسترش آن موجب شد تا سازمان هوانوردی و فضا آمریکا (ناسا) به این ادعاها واکنش نشان دهد. مطلب زیر از 
پایگاه اطلاع‌رسانی ناسا برداشت شده و در آن به سوالات مطرح در این مورد پاسخ داده شده است:

منبع:خبرگزاری فارس


ادامه نوشته

اشعاری به زبان فارسی و بلوچی توسط مدیر وبلاگ

به نام خداوند سرزمین عشق

روزی درداخل بازار شهرخاش در حال گشتن بودم که ناگاه چشمم به یک زنی افتاد که از روزگار می نالید و اشک می ریخت این صحنه منو بد جوری تحت تاثیر قرار داد به طرف این زن رفتم تا از حال او و دلیل گریه هاش پرس و جو کنم داستانش را برایم اینگونه تعریف کرد که در همان لحظه آن را به صورت شعر درآوردم امید است که مورد پسند شما خوانندگان عزیز قرار بگیره:

خواهری دردمند

روچی گشتن په شهرا            دیستون که زالی تهنا

(یک روز در شهر درحال کشت زنی بودم که ناگهان زنی دیدم که تنها بود)

نشته په زار و واها              شه ایح دورئو زمانا

(نشسته بود در گوشه ایی از این دوره و زمانه می نالید)

نی دل بوتی په دردا           شه آ نالان و زارا

(من با دیدن این صحنه دلم به درد آمد از آن آه و ناله های زن تنها)

رپتون په سونی شه حالا          جست کنا من شه رازا

(به سرعت خودم را به آن زن رسانیده تا از حالش باخبر شوم)

گشت چیه منی گوهارا          نشته کنی ته فغانا

(گفتم تو را چه شده ای خواهر من که چنین ناله و زاری می کنی)

گشتی مگوش شه حالا         که من بی وس وارا

(گفت که نپرس از حال من که من یک آدم بیچاره و فقیر هستم)

ندارا زر و یارانا                   ندارا لوگ و دوارا

(سپس ادامه داد که من پول و سهمیه یارانه ندارم همچنین سرپناه و خانه هم نصیبم نشده)

لوطا شه الهی آسمانا             که بدنت منا شه خزانا

(از خداوند آسمانها می خواهم که به من از خزانهای بی حد و اندازه اش عنایت بفرماید)

نشتون بی کس و کارا           می زهگا پهک بیکارا

( من خودم بیکار بوده و کسی را ندارم که خرجی خانه را تامین کند فرزندانم هم بیکار و بدون سرپناه و کوچک هستن)

شیوگ بوتن می ارسان             شه ایح حالو ای داستان

( با شنیدن داستان زندگی زن به طور ناخودآگاه اشکهایم سرازیر شد)

نی دست تنگ و تهارا          که کنت مدد گوهارا

(متاسفانه من هم سرمایه و پولی ندارم که این زن بیچاره را کمک کنم)

کلم زورتون په دستان                نوشتون من ایح داستان

( به همین خاطر قلم را به دست گرفتم و شروع به نوشتن زندگی این زن بیچاره به صورت شعر کردم)

من لوطا شه اله آسمانان          زمینان و درهچان و دگاران

(من از خدای آسمانها و زمین و درختان  می خواهم)

که کنت مشکل ایح بی وس گوهاران   

په تی لطف سرا بی درد و آسان 

(که مشکل این خواهر بیچاره و فقیر را از سر لطف خویش آسان و حل بگرداند)

   

  

                      دلبر جان

دلم پر غصه  آه است                دلم بی همدمو یار است

ندارم یار و غمخواری               که گیرد ز من احوالی

نمی دانم چرا فالم                     شده این بخت و اقبالم

که هر لحظه شوم گریان             دلم همچون مرغ بریان

چو هر روزم همین کار است       جهان از دستم بی زار است

بیا ای دلبر جانم                     بگیر دست و پر و بالم

بدون تو جهان تنگ است          وجودم بی تو بی رنگ است

سرم از بوی تو منگ است         نباشی زندگی ننگ است

بیا جانم به قربانت                    که هستم زار و ویرانت

بیا یک دم در آغوشم                که بردی از سر این هوشم

بیا یک لحظه گیر دستم             که از لمس تو من مستم

نمیدانم که در خوابم                که یار آمد به دیدارم

خوشا آنروز که یار آمد            به کویم آن نگار آمد

خدایا من کنم شکرت              که دلدار از غیاب آمد

تولیدات سنگان

 

چۏ به سِنـْگان رَوَئ گِنـْدَئ تـَه باگان هَنار       گِنـْدُکان پَهَْکان بَرَنـْت شَه یڃ مُلـْکا یادگار


از آنجاییکه در پستهای قبلی وبلاگ در مورد مناطق شهرستان خاش مطالبی را خدمت خوانندگان عزیز عنوان نمودیم. د ر این پست تصمیم گرفتم که درمورد یکی دیگر از مناطق خوش آب وهوا و منطقه گردشگری شهرستان توضیحاتی را عرض نمایم.

یکی دیگر از مناطق خوش آب و هوای شهرستان خاش بخش سنگان می باشد که این روستا یکی از روستاهای حاشیه کوه تفتان است با هوایی دل انگیز  که بیشترین میزان بارندگی را نسبت به سایر مناطق استان سیستان و بلوچستان داراست و یکی از بخشهای آباد شهرستان خاش محسوب می گردد.

شایان ذکر است که روستای سنگان یکی از ۵ روستایی می باشد که بتازگی بعنوان هدف گردشگری در کشور به تصویب رسیده است که سالانه  گردشگران زیادی از این منطقه بازدید می کنند.

این روستا قابلیتهای گردشگری زیادی را داراست که در ذیل به مختصری از آن می پردازیم:

۱- درخت کهنسال معروف سرو سنگان که بر طبق تحقیقات ارتفاع این درخت به ۳۰متر و قطر آن به ۳ متر می رسد.

۲-قبرستان قدیمی سنگان و باغ سحون ۴ در دهستان سنگان

۳-غار طبیعی سنگان

۴-چشمه های آب معدنی سنگان

یکی از تولیدات کشاورزی سنگان کاشت انار و انجیر می باشد بطوریکه این میوه ها در کشور از شهرت خاصی برخوردار هستند. انار سنگان در دو نوع هسته دار و بی هسته بعنوان یکی از محصولات شهرستان خاش مانند زردآلو تفتان و غیره زبان زد عام و خاص بوده و هر ساله کشاورزان این مرز و بوم با فروش این میوه از باغات خود به درآمد قابل توجهی دست پیدا می کنند. اما متاسفانه به دلیل عدم وجود بازاریاب و مشورت با کارشناسان امور اقتصادی  قسمتی از محصول با قیمت ناچیزی به فروش می رسد و قسمتی از آن در داخل باغات انار فاسد می شود. کشاورزان این منطقه با دغدغه فروش این محصول مواجه بوده و ناچارن برای دست یافتن به سودی ارزنده این میوه را بصورت نارس به بازار عرضه می کنند. عده ای محصول خود را با زحمت فراوان به شهرستانهای اطراف مانند زاهدان و خاش منتقل نموده یا در بین جاده های برون شهری به فروش می رسانند که آنچنان سودی عایدشان نمی گردد.

بنده حقیر جهت از بین رفتن دغدغه فروش و زحمت حمل این محصول توسط باغداران چند پیشنهاد عرضه می دارم امید است که به کار آید و مشکل این کشاورزان حل گردد:

۱-ایجاد یک کارخانه چند منظوره آبمیوه گیری انار سنگان وزردآلوی تفتان خرید عمده از تمام کشاورزان وتبدیل آن به آبمیوه

۲-ایجاد یک شرکت خصوصی جهت خرید کامل محصول از کشاورزان و بازاریابی جهت فروش محصول و صادرات آن به استانهاو کشورهای دیگر

 

 

مزایای استخدام نیروهای بومی بلوچستان در نیروهای انتظامی

به نام خداوند بخشنده مهربان

 آرم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران

با سلام خدمت خوانندگان عزیز

در پستهای قبلیم در مورد امنیت و شاخصه های برهم زدن امنیت و بوجود آمدن آن اشاره نمودم. امروز می خواهم در مورد یکی دیگر از شاخصهای اهم امنیت با خوانندگان عزیز صحبت نمایم و این مسئله مهم را تحلیل و بررسی و مزایای برقراری آن را عنوان نمایم.

یکی از شاخصهای مهم امنیت جذب و استفاده از نیروی بومی در برقراری این اهم در ارگانهای نظامی و انتظامی می باشد.منطقه بلوچستان منطقه ایی نسبتا ناامن نسبت به سایر مناطق کشور می باشد که بدلیل وجودش در حاشیه و نقطه مرزی یکی از مناطق استراتژیک و مهم تلقی میگردد.از طرف دیگر ورود و خروجهای قاچاقی و وجود اتباع غیر قانونی و همچنین حضور پررنگ گروهکهای تجزیه طلب و منافق تا حدودی چهره منطقه بلوچستان را ناامن جلوه داده اند.بررسی هر کدام از عوامل ذکر شده نیاز به کالبد شکافی دارد وباید به صورت کامل تجزیه و تحلیل شوند.اما موضوع اصلی مطلبم جذب جوانان بلوچ و همچنین آموزش نیروهای جوان  بومی بلوچ برای حفظ امنیت در منطقه در ارگانهای نیروی انتظامی می باشد.

شایان ذکر می باشد که در زمان گذشته در بلوچستان در بحث امنیت نیروی انتظامی جوانان بومی بلوچ زیادی را جذب می نموده است. که امروزه بیشتر این افراد بازنشت شده و عده ایی هم  از این افراد برای حفظ امنیت منطقه و برپایی آن جام شهادت را مشتاقانه نوشیده اند. که این خود نشان دهنده ی شناخت آنان از مهارت و ورزیدگی نیروهای بومی در امر امنیت منطقه خودشان می باشد. به طور مثال عیدوک بامری را تمام به عنوان یک فراری شناخته اما همین عیدوک بامری با طراحی نقشه های استراتژیک خود همگان را انگشت به دهان گذاشته بود ولی چون از این استعداد در نیروهای نظامی و در جهت خدمت رسانی به مردم استفاده نشده بود این شخصیت استعداد خود در خلاف جهت قوانین نظام پر مهر و برکت جمهوری اسلامی ایران استفاده کرد وشاید افراد سودجوی دیگری این استعداد را به سمت و سوئی دیگر جهت دهی نمودند.

لازم به ذکر می باشد که در سالهای اخیر هیچگونه استخدامی و جذب جوانان بلوچ درارگان نیروهای انتظامی و سایر ارگان نظامی صورت نگرفته است و اگر هم جذبی صورت گرفته در حد ناچیز می باشد که به چشم نمی آید.که این خود باعث  یاس و ناامیدی جوانان بلوچ و رجوع به شغلهای کاذب همچون قاچاق سوخت و مواد مخدر و سرقت و همچنین عده ی قلیلی از این جوانان گول تجزیه طلبان را خورده و خوراکی چرب و نرم برای آنها بوده سریعا این جوانان رابا قولهایی مبنی بر تامین نیازهایشان در گروهکهای تروریستی جذب می نمایند و نخبگان بلوچ را با قول پولهای کلان شکار می کنند. جوانان بلوچ ناچارا برای تامین نیازهایشان مجبور به همکاری با این گروهکهای منافقین با عقیده تجزیه طلبی می شوند. اما باید گفته شود که بیشتر جوانان بلوچ چه تحصیلکرده و چه عامی به نظام جمهوری اسلامی پایبند ترند.

اما مزایای بکارگیری نیروهای بومی در برقراری امنیت :

جوانان بلوچ با داشتن استعدادی بالقوه و فعال در امور نظامی و مبارزه با اخلالگران به مراتب موفق تر از نیروی غیر بومی هستند البته این بدان معنا نیست که نیروهای غیر بومی عملکرد ناموفقی دارند بلکه بلعکس نباید زحمات این عزیزان را نادیده گرفت.

از آنجاییکه بومیان هر منطقه به مختصات جغرافیایی منطقه خود نسبت به غیر بومیان آشناترندطبیعتا موفقتر عمل می نمایند. بومیان یک منطقه تمام محلات،مناطق، روستاها،سنگرها،دخمه ها،راههای فرارو اماکنی که احساس می شود اختلالگران به این مناطق پناه برده اندرا بهتر شناخته و سریعا آنها را تحت کنترل گرفته و طی یک عملیات اختلالگران را دستگیر نموده تحویل قانون می دهند.

همچنین بومیان یک منطقه به دلیل روابط های فامیلی وشهروندی نسبت به یک غیر بومی سارقان و افراد اختلالگرسابقه داررا بهتر می شناسد میتواند آنها را شناسایی نموده در جهت دستگیری آنان اقدام نمایند.

اینها  برتری های یک نیروی بومی نسبت به یک نیروی غیر بومی می باشد

   

اشعاری به زبان فارسی و بلوچی توسط مدیر وبلاگ

شعر به زبان بلوچی از مدیر وبلاگ دانشجویان بلوچ خاشی

توجه : لطفا تمامی فعالان بلوچ در عرصه مجازی به بیتی که با خط قرمز نوشته شده است را به دقت خوانده وکمی در آن تامل نمایند.

افتخار من بلوچستان

من بلوچونو بلوچ می افتخار          می بلوچان مردمانی ازمکار

من بلوچونو بلوچان استوار          می زبانه هر بلوچی افتخار

من بلوچونو بلوچ می دل و جان      می بلوچان مردمانی مهربان

من بلوچونو بلوچ می جان و تن         می بلوچستان منی ملک و وطن

من بلوچونو بلوچ می لیله زار          می بلوچستان سرای سبزه زار

من بلوچونو بلوچ ی دوستار             هر وجب شه ایی دگاری غمخوار

من بلوچونو بلوچانی دوار            مهر هنکینن ودوستینی لوار

(من بلوچونو شه بلوچ می انتظار      متحد بوتن گو هم ته روزگار)

من بلوچونو بلوچی دردمند            که ندارا پشتبان شه هر گزند

من بلوچونو می بلوچا فکرمند           می بلوچستان چو پیشرپتی بکن

من بلوچونو بلوچا استوار

می زبانی هر بلوچی افتخار

انتظار

من همچنان حیران و منتظرت نشستم

                              تا که بیایی از راه ببینی که من هستم

خسته شدم ز بس که منتظرتو هستم

                            دیوانه گشتم بس که در پی تو نشستم

روز و شبا همچون سال می گذرد ز دستم

                           معلوم نمی شود چون از جام باده مستم

یک شب تو را در خوابم دیدم که زنده هستی

                           اما یه لحظه دیدم همچون پرنده جستی

دیگر توان ندارم حیران و سرگردانم

                          در کوچه های بن بست همچون باب ویرانم

آخه که برمی گردی تو ای یار عزیزم

                         از دوری تو هر روز من غمگین و مریضم

دلم می خوره غصه هر روز برات می پرسه

                       به یاد اون کلاسه نامه هاتو می بوسه

نمی دونم چرا من چشم به راه تو هر دم

                      سایه ها رو که بینم یادت می یاد تو ذهنم

چشمام پر از اندوهه دلم ز دوریت خونه

                    گرفتار و دلداده سینه ام پاره پاره

گر تو نیایی امروز فردا به پات می شینم

                    به این امید زنده ام یه روز تو رو می بینم

 

تنگ سکن را دریابید

 
 

اكثر دوستان متولدین دهه چهل به بالا ، حداقل یكبار در عمر از این مسیر گذر نموده اند . تنگه ای جذاب ، دیدنی و جالب كه ساخته دست بشر است . در مسیر جاده مالرو دامن-ایرندگان ( جاده قدیم) قرار گرفته . در زمان قدیم ایرندگان جزیی از منطقه ایرانشهر بوده و بصورت میان بر، فاصله چندانی با" دامن" ایرانشهر ندارد . مردم ایرندگان از نظر فرهنگی و گویش هم بیشتر مكرانی هستند . بطوریكه ساكنین ثابت و روستایی آن دارای گویش مكرانی و عشایر آن دارای گویش سرحدی می باشند.

صحبت از تنگه سكن بود : باتوجه به مختصری كه بیان شد ، رفت و آمد و در نهایت همان ایاب و ذهاب به سختی صورت میگرفته ، سكن در واقع نام رودخانه فرعی و تقزیبا بزرگ است كه از كوههای ناحیه جنوب غربی ایرندگان سرچشمه و در پایین دست روستای كهنو دامن به رودخانه دامن متصل می گردد

از طرف ایرندگان تا سرچشمه های دره سكن تقریبا راه مالرو هموار بوده و در این ناحیه بسیار سخت و دارای كوههای صاف و آبشار مانندی كه گذر هر شخص و چهار پایی را غیرممكن می ساخته . با همین وضعیت باز هم مردم عزیز برای نزدیكی مسیر و صرفجویی در زمان همه ی این سختی ها را به جان خریده و همین مسیر را انتخاب می كردند . در مواردی از ناحیه رودخانه های روندان و شاروگان مسیرهای طولانی را طی و در سرچشمه های رودخانه نوتان ( محل اتصال در روستای كج و كجكوش به رود دامن) رسیده و از انجا مجدد به سمت دامن یا ابتر و احمد آباد حركت می كردند. مسیر دیگر كه بازهم طولانی بوده از مسیر رودخانه ایرندگان به سمت غرب كه در نهایت به منطقه تیغ آب و چاتك رسیده و از آنجا مجدد به سمت دامن مسیرشان عوض میشده . كه این مسیر باتوجه به تنگهای صعب العبور دادكان ، تنگی بیش از حد رودخانه و همچنین ایجاد دریاچه های فصلی و دائم، بازهم صعب العبور و در نهایت رسیدن به منطقه" سن گان "در پایین دست نیمگان و درین و بالادست منطقه چاتك ( چاه تك یا یك چاه )كه مشكلاتی كمتر از سخره ها و دریاچه های تنگ دادكان نداشته را باید طی می نمودند .

در نهایت با این اوصاف برای مردم ایرندگان كه جهت امرار معاش به سمت بمپور و ایرانشهر و همچنین دیدار بینی با بستگان خود در ابتر و دامن در رفت و آمد بودند بسیار مشكل بوده ، لذا در فكر چاره و چاره اندیشی می افتند. تصمیم بران شده كه كه نزدیكترین فاصله دره سكن است ، كه كیلومترها راه را نزدیكتر می نماید .از طرفی نزدیكترین مسیر تجاری شبه قاره هند خصوصا شهرهای غربی ان مثل سند ، زهری ، پنجگور ، كویته ، كلات ، وشهرهای اطراف سراوان و خاش به سمت بمپور ، بم و كرمان بازهم منطقه ایرندگان به دامن و تیغ اب بوده. لذا مردم سخت كوش ایرندگان با یكی از تجار نامی از منطقه نسكند بنام میرمحمدعالی خان در طول ماه ها و بصورت شبانه روزی ، بطوری كه بزرگان تعریف می كنند در طول شبانه روز تا پایان كار ، از ادامه كار دست نكشیده تا اینكه بعد از چند ماه كار در نهایت این تنگه كه مایه فخر و افتخار است ، بازگشایی میشود . طوری كه بیان می دارند در طول این مدت مردم و گروه تجاری باهم همت نموده و این كار تا پایان جهت دلگرم كردن كاركنان و مردم همراه با ساز و دهل بوده و گروهی كه میخواسته استراحت كند ، گروه دیگر شروع بكار نموده ، در این مدت حتی به خانه های خود مراجعه نكرده اند و برای نیازهای خود مثل ادوات كاری و آذوقه از همانجا افرادی را به سمت بمپور ، دامن ، ایرندگان و سروان می فرستدند .قبل از ان كه ناچارا از این مسیر می گذشتند باید در این مكان بسختی عبور می كردند بطوری كه همراه ( زن و بچه ) دام و... با طاب و سبد های حصیری بالا و پایین می نمودند .لذا این كار بزرگ با همت عزیزان نامبرده حداقل در 800الی1000سال پیش انجام شده و تا دهه چهل و پنجاه این تنگه مورد استفاده قرار می گرفته .طول متوسط آن 150متر ، عرض آن 1/5و عمق بطور میانگین 30متر می باشد . تقریبا بصورت تونل و مارپیچ و دارای نقوش زیادی بر دیواره ها می باشد كه متاسفانه هم تنگه و نقوش برای جوانان ما معرفی نشده و ناشناس مانده است . در جاهای دیگر از حداقل ها استفاده می كنند ولی ما حداكثرها را از دست می دهیم . درخواست دارم كه دانشجویان عزیز بازدیدی از این مكان تاریخی داشته باشند.

امیدوارم كه مسئولین محترم خصوصا میراث فرهنگی جهت ثبت و مرمت ان اقدام نمایند . البته در این زمینه ،در سالهای ماضی مكاتباتی با ارگانهای مربوطه انجام پذیرفته ولی اقدامی صورت نگرفت.بازهم از تمام دانشجویان و خصوصا دانشجویانی كه رشته های مرتبط را دارند ، دوستان فرهنگی، علاقه مندان و....خواهش میشود پیگیری برای ثبت و مرمت و بازدید داشته باشند.

نامه ایی به معاون محترم رئیس جمهور و ریاست سازمان میراث فرهنگی

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس سید حسن موسوی

معاون محترم رئیس جمهور و ریاست سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری کشور

سلام علیکم

احتراما اینجانبان جمعی ازشهروندان خاش و اهالی تفتان جنوبی، مراتب ذیل را در خصوص اجرایی و عملیاتی شدن طرح تله کابین تفتان، مزایا و موانع آن به استحضار میرساند امید است که مورد عنایت و پیگیری قرار گیرد.

همانگونه که مستحضرید صنعت گردشگری در جهان سومین پدیده اقتصادی پویا و پر رونق و رو به توسعه پس از نفت و صنعت خودرو بشمار می رود که درآمد سرشاری را به ارمغان می آورد اشتغالزائی و ارز آوری صنعت توریسم موجب شده که مسئولین کشورها نگاه ویژه ای به آن داشته باشند.

آتشفشان تفتان به عنوان، تنها آتشفشان نیمه فعال کشور با ارتفاع حدود 4000متر از سطح دریا در فاصله 50کیلومتری شهرستان خاش قرار دارد با قابلیت هایی همچون چشمه های معدنی آب سرد و گرم ،گیاهان دارویی و قلل مرتفع و بر افراشته که در تمام فصول سال گردشگران زیادی را به خود جلب می کند. شایان ذکر است به دنبال سفر ریاست محترم جمهور به همراه هیئت دولت به استان این منطقه به عنوان منطقه نمونه گردشگری به تصویب رسید و مقرر گردید تا دولت و به تبع بخش خصوصی نسبت به سرمایه گذاری و ایجاد و استقرار تأسیسات گردشگری، اقدام نمایند. تصویب و اجرای این طرح که آرزوی دیرینه مردم منطقه بوده در بدو امر موجب خوشحالی مسئولان و مردم گردید. ولی بعدها به دلایل نامعلومی به بوته فراموشی سپرده شد پرواضح است اجرایی شدن این طرح مزایای زیادی را به دنبال خواهد داشت که ذیلا به آن اشاره می شود.

1- مشارکت و تشویق بخش خصوصی: گرچه در حال حاضر متولیان و مسئولان امر حمایت چندان موثری از این طرح ندارند اما در صورتیکه این طرح مورد حمایت قرار بگیرد و عملا پیشرفتی مشاهده شود به ناچار بخش خصوصی رغبت و تمایل دو چندانی نسبت به سرمایه گذاری پیدا خواهد کرد ولی متاسفانه انچه باعث دلسردی و عدم رغبت شده عدم همکاری مسئولان است به طوریکه برای دریافت تسهیلات بانکی باید از هفت خوان رستم گذشت به طور حتم اگر سهولتی در دریافت تسهیلات صورت می گرفت سرمایه گذاران به صورت خود جوش دراجرای طرح حضور می یافتند ولی افسوس که دیگر تمایلی به سرمایه گذاری درمنطقه و این حوزه ندارند.

2- ترویج تاسیسات گردشگری: همانگونه که مستحضرید شهرستان خاش از جادبه های تاریخی و طبیعی بی نظیری برخوردار است ولی متاسفانه عدم استقرار تاسیسات گردشگری همچون هتل، مهمان پذیر و دفاتر هواپیمایی باعث شده کمتر گردشگری به این شهر مراجعه نماید ولی چنانچه طرح فوق عملیاتی شود بسیاری از شهروندان بجای آنکه سرمایه شان را در کشورهای همجوار و حوزه خلیج فارس سرمایه گذاری کند در این حوزه اعمال می نمودند چه بسا موجب رونق منطقه و استان میگردید.

3- توسعه توریسم ورزشی سلامت عشایری و روستایی اکثر مردم شناسان معتقدند آشنایی با آداب و رسوم، تنوع فرهنگ معیشت و زندگی مردم امکان کسب تجارب جدید برای گردشگران را فراهم می سازد زندگی روستایی به دور از زندگی ماشینی و دغدغه های شهر نشینی کوچ عشایر و نحوه امرار معاش معالجه و درمان با گیاهان دارویی موسیقی و رقص محلی خود داستانی است شنیدنی که علاقه مردم به چنین موضوعاتی شیرین و دلنشین است و به طور حتم توسعه موارد ذکر شده را به دنبال خواهد داشت احیای زیر ساختهای شهرستان و منطقه همچون حمل و نقل و راه ها ایجاد امنیت پایدار و اشتغالزایی از دیگر مزیت های این طرح می باشد.

4- مهاجرت معکوس: بسیاری از مردم منطقه به دلیل عدم اشتغال مجبور به مهاجرت به شهرها شده که طی سالیان اخیر آمار روستاییان مهاجر به شهرها جمعیت قابل توجهی را تشکیل می دهد با تصویب و اجرای این طرح بارقه امیدی در دل مردم ایجاد شد که قاعدتاً اجرایی شدن طرح موجبات حضور و بازگشت مردم منطقه را به روستاها فراهم می سازد با توجه به مزیت های صدرالذکر متاسفانه این طرح بعد از گذشت 5 سال پیشرفت فیزیکی چندانی نداشته است و تنها اقدامی که اداره کل میراث فرهنگی استان در این خصوص انجام داده برق رسانی به منطقه و تسطیح جاده دسترسی بوده که به صورت فنی و مهندسی انجام نپذیرفته و طی بارندگی های اخیر مجدا مسدود شده است تاکنون از محل اعتبارات ملی و استانی 000/000/500/10میلیارد ریال به این طرح اختصاص یافته است که شنیده ها حاکی از آنست که در پروژه های دیگر هزینه گردیده است علی رغم مکاتبات عدیده مردم تاکنون به درخواست های مردم ترتیب اثر داده نشده است و گویا فریاد مردم محروم و رنج دیده این خطه از فرکانس کافی بر خوردار نبوده که به گوش مسئولان خدمتگزار برسد.

به پایان شد حدیث دل زبس گفتیم نشنیدی ........... سر آمد رشته الفت ز بس بستیم بگسستی

فلذا با توجه به عرایض بالا و با عنایت به اینکه در سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی قرار داریم ما در خواست کنندگان این عریضه جمعی ازشهروندان خاش و ساکنان دهستان تفتان جنوبی و دانشجویان بلوچ خاشی عاجزانه تقاضا داریم تا اقدامات لازم را در این زمینه مبذول فرمائید انشاءا... این خدمت شما عبادت محسوب می گردد و امیدواریم در روز قیامت مورد شفاعت خواهی پیامبر اکرم(ص)وائمه اطهار در نزد خداوند متعال منظور گردد.

با آرزوی توفیق روز افزون

دانشجویان بلوچ خاشی و جمعی از اهالی تفتان جنوبی

فرهنگ وهنر خاش در هاله ایی از ابهام

                                                                 خبرگزاری فارس: خاش ظرفيت‌هاي بالايي در امور فرهنگي دارد                             

از زمانهای بسیار دور نام ایران و ایرانی با علم و ادب و هنر همراه بوده و از همین طریق توانسته تاثیرات زیادی بر دنیا بگذارد و مخصوصا هنر و هنرمند دارای ارزش و مقام خاصی هم در بین مردم و هم ملوک و فرمانروایان داشته است تا جایی که گفته اند هنرمند هر جا که رود بر صدر نشیند و قدر بیند . و این بیانگر ارزش اجتماعی هنر و هنرمند بوده است که مورد احترام بوده و از جایگاه اجتماعی خاصی برخوردار. و همین هنرمندان بزرگ بودند که در زمانهای بسیار دور که مردم با علم و فرهنگ و هنر بیگانه بودند ایرانیان از نبوغ خدادادی خویش استفاده کرده و تمدنی بزرگ در فلات ایران بنا نهادند. و هنوز هم شاعران نامدار ایرانی شهره دنیا شدند و آنچه در تخت جمشید و هگمتانه و سیستان و جندی شاپورو جای جای ایران وجود دارد نشان دهنده این است که گذشته ما با هنر و علم و ادب عجین بوده است.و وقتیکه به این گذشته درخشان نگاه میکنیم و جایگاه امروزی هنر و هنرمند در جامعه می نگریم شاید می بینیم که هنر وهنرمند دیگر از آن جایگاه گذشته خویش برخوردار نیستند . و این بر هیچ کس پوشیده نیست که بهترین و ساده ترین و آسان ترین راه انتقال هر پیام فرهنگی از طریق هنر است و زبان هنر بهترین راه انتقال فکر و ایده و اصلاح جامعه است . و امروزه که صحبت از تهاجم فرهنگی وعصر اطلاعات است هر جامعه ایی که نتواند فرهنگ خویش را از طریق هنر و هنرمند بیان و عرضه کند ممکن است دچار استحاله فرهنگی شده وهم بسیاری از هنرها بخاطر بی توجهی از بین رفته و فراموش شوند و فرهنگ بیگانگان جایگزین آن شود وهم هنرمندان به انزوا رفته و روح هنر درهمه زمینه ها در جامعه بمیرد .نمی خواهم در مورد هنر و هنرمندان در کل صحبت کنم و آن را نقد کنم ولی در جوامعی که تنوع فرهنگی و هنری وجود و هنرها محلی و بومی از تنوع زیادی بهره مندند شاید وظیفه مسولان و متولیان دوچندان میشود که هم بتوانند این هنرهای بومی و محلی را که بسیاری از آنان میتوانند منحصر به فرد باشند حفاظت کنند و هم در جهت توسعه و اشاعه ی آنان کوشش کنند . زیرا بسیاری از این هنرها همانند حلقه های زنجیر باید از نسلی به نسلی دیگر منتقل شوند و هر گونه گسست و عدم انتقال موجب نابودی بسیاری از این هنرها شود. شهرستان خاش که در آن دو گویش خاص یعنی بلوچی سرحدی و پارسیوانی رواج دارد در موسیقی و شعر و سروده حرفهایی برای گفتن دارد و از نظر صنایع دستی هم امکانات خاص همین منطقه را دارد .  اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی و مسئول حفظ و انتقال هنرهای محلی و بومی وظیفه ایی سنگین بر عهده دارد که باشناسایی این توانمندیها و هنرمندان در همه زمینه ها امکان رشد و توسعه انان و انتقال به نسل بعد را فراهم کند . اما به نظر میرسد در سالهای اخیر در بسیاری از این زمینه ها توفیق چندانی نداشته است . و بسیاری از هنرمندان به حاشیه رفته و شاید چون زمینه را برای فعالیت مناسب نمی بینند رابطه شان را با هنر هم قطع کرده اند . و اگر متولیان و مسولان اداره ارشاد اسلامی در سالهای اخیر آشنا به وظایف خود می بودند احتمالا اوضاع بهتر از این می بود زیرا همانطوریکه هنر از ظرافت خاصی برخوردار است مدیریت آن هم افرادی هنر مند و دوستدار هنر را می طلبد که با شناسایی استعدادها و پتانسیل ها زمینه را برای رشد و بهبود آن فراهم نماید .تا خدای نکرده روزی شاهد این نباشیم که بسیاری از این هنرها نابود و فراموش شوند و نسلهای بعد فقط در کتابها و تصاویر بدانند که در گذشته نیاکان شان چه استعدادها و هنرهایی داشته اند که به خاطر سهل انگاری ما از بین رفته و نابود شده اند . فرهنگ و هنر بیگانگان جای هنرهای اصیل ما را گرفته است.

اشعاری از مدیر وبلاگ دانشجویان بلوچ خاشی

 شعری به زبان بلوچی از مدیر وبلاگ در

 تعریف شهرستان خاش امید است مورد پسند شما خوانندگان عزیز واقع شود. 

میدان 22 بهمن خاش- عکس از مرکز تولید نشای جنوبمناظری  از پارک تفتان خاش

خاش ایران کوچک

من کـَنان حَمْد و ستایش آ هُدای مهربان

آ که حفظی کـُه یڃ ڌگارا شَه بلای یڃ زمان

آ که دا خرّمی ڌگارا پَه بلۏچ شهسُوار

آ که مُلک دادشاها کـُرْتی شَه پُلان بهار

من گـُشان تعریف خُواش و یڃ ملک حافظان

مُلـْکِ جیهَنـْد و بلۏچی آ سِیاد و وارثان

آ کِه یڃ مُلکا حفاظت کـَنـْتّ شَه ظلم ظالمان

آ که وَشْنامی کـُه تمامِڃن یڃ مُلـْک مردمان

شهر خُواش هسْـتـَن نماد هن چۏ کۏها استوار

هن چۏ پلان انار و هَن چۏ برنج شاله زار



چۏ به سِنـْگان رَوَئ گِنـْدَئ تـَه باگان هَنار

گِنـْدُکان پَهَْکان بَرَنـْت شَه یڃ مُلـْکا یادگار

مَهْد علم و دانش هستِن مئ وطن یڃرنـْدگان

آ که داری رۏدِڃ پُرْ آپ و مَچ کـَدَگان

جاه شـَـیْر و شاعران هستِن تمِندان مَزار

آ که هَسْتِن پُر تمدّن ؛ تـَلاران وسِنـْگ نِگار

نام یڃران گـُونـْڌڃن هستن خُواش تفتان تلار

هر چڃ مِڃوَگ تـَه بلۏ̈طـَئ دارَئ یڃ شَهْرڌگار

عکس های عاشقانه احساسی و رمانتیک -www.jazzaab.ir

شعری فارسی از مدیر وبلاگ

 شهر نگار

 در شهر نگاره ام دمی آرمیده ام          

                    در شاخسار عشق کمی درد دیده ام

عشاق همه در پی مرام و راهند

                                 مجنون وار پی لیلی حیرانند

مستانه بسوی می هستی نابند

                                شاهانه روانه ی سرای یارند

یارانه زمانه را دگر غمخوار نیست

                            می خانه دگر زعابدان بیزار نیست

پروانه دگر به شمع وفادار نبود

                                      شیرین دگر برای فرهاد نبود

مردانگی از آدمیان رخت ببست

                                       عزت زوجود مردمان بر برفت

دنیا که به سمت و سویی دیگر برفت

                                       عشق به خدایمان زدلها برفت

                 

تهاجم خاموش

       خبرگزاری فارس: عامل تهيه وتوزيع سي دي‌هاي مبتذل دستگير شدخبرگزاری فارس: دستگیری توزیع‌کنندگان سی‌دی‌های غیرمجاز در ساوه

اززمانیکه وسایل ارتباط جمعی توسعه یافته هر روز با پشرفت تکنولوزی های جدید ارتباط بین فرهنگ ها وتمدن ها بیشتر می شود وامروزه دیگر برای ورود فرهنگ ها مرز ها ازبین رفته اند و امواج می توانند وارد  هر خانه ومنزل گردند و هر فرهنگی سعی دارد که به هر طریق ممکن فرهنگ خویش را گسترش دهد ودیگر فرهنگ ها را نیز تحت تاثیر قرار دهد اما با گسترش ماهواره واینترنت راه های جلوگیری از تهاجم فرهنگی هم بسار دشوار گشته است گرچه بحث تهاجم فرهنگی مساله  تازه ای در این استان نیست ولی انچه مهم است ونمی توان دست روی دست گذاشت وهیچ اقدامی ننمود تا جوانان ما هویت فرهنگی خویش را از دست بدهند اگر سری به بازار روز خاش یا دکه های بزنید شاید باور کردنی نباشد که افرادی به راحتی در این مکان مشغول به تبلیغ و فروش انواع فیلم های مبتذل و مستهجن هستند برای انان فرقی نمی کند که افرادی که به این مکان امده اند دارایی چه افکار ودیدگاههایی هستند به راحتی در کنارت راه افتاده   اسم تک تک این کالاها را وقیحانه بر زبان می اورند و بی شرمانه تبلیغ فروش می کنند و هر کسی به نوبه خود  سعی در ترویج فرهنگ ابتذال دارند در این بین هم اگر سری به مراکز فرهنگی که دارای مجوز رسمی از اداره فرهنگ وارشاد هستند بزنید بعینه خواهید که این مراکز با فروش فیلم های مبتذل چنان هویت فرهنگی ودینی ما را نشانه رفته اند که احساس می کنید که اداره ارشاد در این شهر اصلا حضور ندارد و یا انکه در برابر این تبلیغات ضد فرهنگی تسلیم شده است و کاری هم از عهده مسئولان بر نمی اید اما چرا مسئولان اماکن وارشاد اسلامی اقدامی در برچیده شدن این گروه ها که ان گونه هویت دینی  وفرهنگ ما را نشانه رفته اند انجام نمی دهد سوالی است که برای بسیاری از مردم خاش بی پاسخ مانده است اما عدم نظارت و برخورد پیامد های فرهنگی منحطی را به دنبال خواهد داشت.

عشق و عرفان

شعر از مدیر وبلاگ دانشجویان بلوچ خاشی

 

شبی اندر زمانه خواب دیدم

در این خوابم سپیدی همچو ماه دیدم

بگفتا مردمان در این زمانه

کنند تعریف از عشق عارفانه

ولی افسوس ندارند رنگ و بویی

از آن عرفان و عشق صادقانه

از آن جان باختگان عشق و عرفان

از آن جویندگان صاحب خانه

کنند تقلید از رسم جاهلانه

از آن بزهکاران می خانه

بگفتا شب و روز من در عذابم

که این مردم در غفلت و خوابن

چو دارند ادعا از عارفان را

دم از عرفان زنند و عشق خالصانه

بگویند عاشقیم و عاشقان را

چنان در شعر ستایند شاعرانه

که گویی در عمل یک دم نمانند

بدون راه و رسم زاهدانه

چو اندر این فکرم که ندانند

چو پرسی زایشان را خانه

بگفتم راز این ره را چه گویی

بگفتا هست نماز خاشعانه

بگفتم راز این ره در چه جویم

بگفتا با دل و ذکر خاضعانه

انتقاد پرسنل بیمارستان از مطلب نگهبانان تکواندوکار

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

با سلام خدمت خوانندگان عزیز

روز قبل یکی از پرسنل بیمارستان امام خمینی شهرستان خاش با بنده تماس گرفته و مطلبی که در قالب نگهبانان تکواندوکار بیمارستان در روزهای قبل در وبلاگم گذاشته بودم را مورد انتقاد قرار داده و گلایه هایی را از مردم عنوان نمود.

متاسفانه گاهی اوقات ما نویسندگان هم دچار قضاوت یک طرفه شده و بدون اینکه حرفهای طرف مقابل را بشنویم شروع به انتقاد از آن شخص و ارگان می کنیم.البته شایان ذکر است که همیشه به این صورت نیست و این دوست عزیز با اصل مطلب و درونمایه آن مشکلی نداشت بلکه آن را تحسین نمود اما با مقدمه آن سر ناسازگاری داشت. ایشان مسائلی را عنوان نمودند که بنده را واداشت تا در این باره مطالبی را گوشزد نمایم.

گاهی اوقات عده ی قلیل و اندکی از مردم شهرستان و ارباب رجوع یا همان بیماری که برای درمان به بیمارستان مراجعه می نماید دچار بی انصافی شده یا بر اثر عدم اطلاعات از قوانین بیمارستان و حقوق شخصی خود بعنوان یک شهروند و یا بر اثر خشم و نفرت از کم کاری برخی از پرسنل در حق بیمار و ذهنیت بد مردم نسبت به بیمارستان بخصوص بیمارستان خاش دست به اقدامات ناهنجاری می زند که شرمساری را برای خود و سایر شهروندان به جای می گذارد. البته گاهی اوقات هم برخی از پرسنل با کم کاری خود سبب ایجاد این ناهنجاری ها می شوند. متاسفانه وقتی فردی در مسئله ای دچار اشتباه می گردد اطرافیان هم باید جور آن اشتباه را به گردن بکشند حال می خواهد اطرافیان مردم یک شهر و یا یک قوم باشند در صورتی که هر فردی که دچار اشتباه شده باید همان فرد را مقصر دانست و اطرافیان حتی اقوام درجه یک را باید از این امر مبرا دانست.

سرتان را به درد نیاورم خلاصه این دوست عزیز این گلایه ها را عنوان نمود:

ایشان فرمودند که متاسفانه عده ی قلیلی از مردم و ارباب رجوع ها به هنگام مراجعه به بیمارستان در ساعات مقرر شده توسط بیمارستان مراجعه نمی کنند و هر وقت و بی وقت که وقت فراغتشان باشد به بیمارستان آمده و خواهان عیادت بیمارشان هستند و هنگامی که با تابلوی ایست نگهبانان مواجه می شوند در این لحظه کنترل خود را از دست داده و با ناسزا گویی و دعای بد و هر از چند گاهی با درگیری با نگهبانان از آنها استقبال می کنند. نگهبانان عزیز هم گاهی اوقات یا از خود دفاع نموده یا در امر درگیری پیش قدم می شوند.ایشان افزودند که گاهی برخی از افراد اندک شمار از مراجعه کنندگان با مسائل احساساتی برخورد نموده در طی درمان بیمارشان با برخی از پرسنل رفتار نامناسب و دور از شخصیت یک انسان متمدن دارند که این خود باعث یاس و ناامیدی پرسنل مخصوصا پزشگان و فرار و درخواست انتقال به شهرستانی دیگر و عدم اشتیاق سایر پزشکان و پرسنل متخصص در امر خدمت رسانی به مردم شهرستان را به دنبال دارد.ایشان از تمامی مردم محترم شهرستان خاش بعنوان یکی از پرسنل بیمارستان امام خمینی شهرستان خاش درخواست نمودند که برای عیادت بیمارانشان در اوقات مشخص شده توسط بیمارستان مراجعه نمایند.زیرا که در سایر اوقات بیماران تحت مراقبت بوده و یا طی عملیات درمان توسط پزشک مربوطه قرار گرفته و عیادت بیمار در سایر اوقات غیر از ساعات مشخص شده باعث ایجاد مزاحمت برای استراحت بیمار و اختلال در قوانین و درمان توسط پزشک می شود همچنین اجرای قوانین به نفع خود بیمار بوده نه شخص دیگر.

همچنین اضافه نمودند که به قوانین و پرسنل بیمارستان احترام گذاشته اگر اشخاصی از پرسنل دچار کم کاری شده یا برخورد نامناسب با بیمار داشته اند در کمال خونسردی آن را به مراجع مسئول بیمارستان گزارش دهند و توبیخ فرد خاطی را بر عهده مسئولین بیمارستان واگذار نمایند و جهت جلوگیری از ایجاد اغتشاش در محیط بیمارستان شخصا وارد عمل نشوند.

قوم بلوچ

 

شعری در وصف و ستایش بلوچ و اقوام بلوچ توسط مدیر وبلاگ

تقدیم به تمام دوستان بلوچم که در عرصه مجازی فعالیت می کنند و تمام دوستان خوبی که منو قابل دونستند و لینکم کردند.


بلۏچان کشورانی جَمَّرانـَنـْتّ 

 نگه دارۏک کـُلـِّڃن سنگرانـَـنـْتّ


             بلۏچ یار کـُلـِّڃن سرورانِنـْتّ             

 گـُلڃن نامی کتاب و دَپْـترانِـنـْت 


       بلۏچان شڃرَه مَردڃن مردمانـَنـْت    

 که هر وَکـْـتـْا پَردُژْمُنان کـَهّارَنـْتّ


        
            بلۏچان مردُمانڃ کـَهْرَمانـَنـْتّ        

  پـِتـَئ مُلـْکـَئ سَرا هَنـْچۏ تـَلارَنـْتّ


           بلۏچان زۏرآوَرڃن مردمانـَنـْت         

 بلۏچان سنگر، پرۏشَنـْت؛ دُژْمُنانی


           مَیارْجَلـَّنـْتّ کـُلـِّڃن مردمانی         

  کِه گـَلڃـنـَنْتّ انگرڃزو فرماندهانا

 

 بلۏچان مَزَنْ دادشاهَئ نواسَگانـَـنـْتّ

جیهَنـْد و میر کـَـنـْـبَر آوانی پیرُکانـَنـْتّ

بلۏچان مردمانڃ مهمانْ نـَوازَنـْتّ

دلانِش طوه و گِسانِش وَشّڃن ڌگارَنـْتّ

بلۏچان مردمانڃ مهربانـَنـْتّ

بَلِه مُچْ دُژْمُنْ هَن شَه آوانْ در هراسَنْتّ
 
 
بلۏچَـئ زال و بۏلانْ شڃرَه زالـَنـْتّ

بَلِه مۏمِن شَه نامحرم هَنْ جداوَنـْتّ

بلۏچی زال و بۏلان هَسْـتـَنْ هنرمند

وَتی پُچّانا وَت دۏچَنـْتّ گۏن هم گوارَنْت
 

 
بلۏچانی وارثان هَنْ اهلِ کارَنـْت

وَتی خَرْجا هَنْ وَتْ در یارَنْتّ

بلۏچی مَردمان جُوانڃن سَنْگـَتانـَنـْتّ

بَله اپْسۏس شَه همدِگه کـَـمِّـڃ جداوَنـْت

بلۏچی جوانان جوانڃن سَنْگـَتانـَنـْتّ

بله حیف که لـَهْتِڃ اعتماد نفسانی ندارَنـْت

 
بلۏچان با استعدادڃن مردمانـَنـْت

بله کاش سَبَکـّانا هَن بَوانـَنـْتّ

بلۏچان چۏ کۏها اُستوارَنـْت

پتـَئ مُلـْکـَئ سَرا آوان شڃرومزارَنتّ

بلۏچان سنگر، پرۏشَنـْت؛ دُژْمُنانی

مَیارْجَلـَّنـْتّ کـُلـِّڃن مردمانی
 

         

کشاورزی را سیاسی نکنیم!!!!!!

به نام خداوند بخشنده مهربان

خبر انتصاب مهندس نجفی به عنوان مدیر کل جهاد کشاورزی برای کشاورزان استان  که مدت ها از خشکسالی و بی برنامگی رنج  می برد خبری خوش و امیدوار کننده بود.مردم خاش که به حق از این مدیر توانمند شناخت کافی و خاطرات خوبی دارند امیدوارند که کشاورزی استان رونق گرفته و از منابع آب و خاک به نحو مطلوب استفاده شود و طرحهایی متناسب به وضعیت آب و هوایی استان به مورد اجرا گذاشته شود تا بار دیگر تخم امید را در دل کشاورزان کاشته و آن  را به بهره برداری مطلوب برساند. و این میسر نیست مگر با  مدیرانی توانا و برنامه ریز تا کشاورزی را از این بحران خارج کنند. شنیده ها حاکی از آن است که جهاد کشاورزی خاش به تازگی دستخوش تحولاتی شده و شاید زد و بندهای سیاسی و انتخاباتی گذشته مجلس می خواهد اولین تسویه حساب را در اداره جهاد کشاورزی خاش کند و معاون جهاد خاش اولین قربانی بود که موجب اعتراض بیشتر کشاورزان منطقه شد ولی متاسفانه دراین زد وبندهای مردم  نقش چندانی ندارند  و حال این سئوال اساسی مطرح می گردد که آیا برای تغییر مدیران صادق و مورد قبول مردم نباید دلیل و علتی قانع کننده وجود داشته باشد؟ آیا این موجب یاس و نا امیدی مردم نخواهد شد که شرکت در انتخابات که یک وظیفه ملی و اسلامی است اگر برای مردم چنین هزینه هایی داشته باشد ؟ و آیا اگر نمایندگان کمک در انتصاب مدیران توانمند می کردند بهتر بود یا اینکه اقداماتی انجام دهند که در جامعه نتیجه ایی جز کینه و تنفرنخواهد داشت؟ و مردم خاش از همه مدیران ستادی و میانه این انتظار را دارند که عزل و نصب ها را بر اساس شایسته سالاری انجام دهند نه مسائل سیاسی و جناحی. اگرچه در فصل پاییز قرار داریم و زمان برداشت بسیاری از محصولات کشاورزی نیست اما کشاورزی که بار سنگین خشکسالی را تحمل کرده دیگر تحمل این را ندارد که مدیریت آن دچار تزلزل و بی برنامگی باشد و جای بسی تاسف است که علی رغم گذشت حدود دوماه جهاد کشاورزی بدون معاونت باشد امیدواریم با انتخاب فردی توانمند وشایسته شاهد پاسخگویی به درد و الم کشاورزان محروم این خطه باشیم.

اشعاری به زبان فارسی توسط مدیر وبلاگ

به نام خداوند زمین و آسمان

تصاویر رمانتیک عاشقانه

وجود

در شمع وجودم عالمیست

    عالمیست از گل یاس

        از گلدسته های باغ بهار

              از صدای آشنای غمخوار یار

                      ازنگاه های غریب بی خیال

            از ترنم شکوفه های پر ز خار                     از زبان سرد پروانه بی پر و بال

                                    از گیسوان دختر هندی خال

روزگاران

   روزگاریست در تب و تاب            کودکی در زیر درخت در حال خواب

   شاخه هایی پر از گلهای ناب                نقاشی در درون چار چوب قاب

    سبزه ها در کنار حوضچه پر ز آب               دختری در حال خوردن تاب

   مردمانی سرگردان در بیابان و سراب        دیوارهای نیمه ساخته و خراب

    زنها در خیابان و بازار بدون حجاب          گرگهایی در غالب گوسفند نقاب

 واعظان در منبرهای عتاب                 سخنورانی در پشت تریبون خطاب

جوانانی در حال کشیدن عذاب                 دشمنانی در لباس دوستو صحاب

 *************************

از کجایش بگویم

                     تو گویی شاید هستم دروغگویی کذاب                 

یا مستم از باده می شراب

 

سنگ غسل اموات

به نام خداوند بخشنده مهربان

qvq3pmjc59fohx44d7kg.jpg

 در دامنه جنوبی تفتان و در نزدیکی کوهی بزرگ که بخاطر عظمت آن  وعشق ، علاقه مردمان این دیار  به شیر خدا حضرت علی آنرا میر حیدر نام نهاده اند که روزگاری چراگاه گله های بزرگ بز کوهی و قوچ بود روستایی کوچک وجود دارد که آثار باستانی بجا مانده بیانگر زندگی مردمانی در روزگارهای بسیار قدیم است روستای گروک که از آبادیهای توابع تمندان است همانند تمندان دارای سنگ نوشته های فراوانی بوده که متاسفانه بسیاری از این میراث گرانبها توسط سودجویان  به تاراج رفته است . اما تخته سنگ بسیار بزرگی بجا مانده که حکایت ها از گذشته این آبادی و مردمانش دارد. سنگی در کنار گورستان باستانی و قدیمی شهر که با مهارت خاص  کنده کاری شده به طوریکه جای تمام اعضای بدن انسان بر روی سنگ به وضوح قابل مشاهده است که مردم به راحتی اموات را بر روی آن غسل می داده اند .  وهمانند یک غسالخانه بسیار بهداشتی مردگان را غسل و سپس به خاک می سپرده اند . و اکنون که بخاطر خشکسالی این روستا که روزگاری بسیار آباد بوده و یکی از مراکز دامداری اکنون فقط چند خانواری بیشتر نمانده و بسیاری از جوانان روستا را ترک و برای امرار معاش به شهر کوچ کرده اند ولی گورستان قدیمی و سنگی که میتوان آنرا یکی از بهترین آثار باستانی که نشان دهنده هوش  این مردم دانست. گرچه مرور زمان و فرسایش اندکی آنرا تغییر داده ولی هنوز از تاریخ گذشته مردم حکایتها دارد و قتی در کنار آن می ایستی احساس میکنی که مردمی با اندوه عزیزان شان را با احترام خاصی بر روی این سنگ گذاشته و اورا غسل میدهند تا پاک از هرگونه گناه به دنیایی دیگر منتقل و با او وداع کنند  . و چشم براه دوست داران فرهنگ و تمدن برای دیدن از آن.اما جای بسی تاسف است که این اثر تاریخی که نشانگر هویت تاریخی وفرهنگی مردم منطقه است همچنان ناشناخته مانده ومسئولان میراث فرهنگی هم برای ثبت ،حفظ ونگهداری آن اقدامی ننموده اند.

عکسهایی چند از این سنگ باستانی که نشان دهنده یک غسالخانه بوده است :

qvq3pmjc59fohx44d7kg.jpg

eo9lm8r4889gwx117k99.jpg 

jr7a1p3un4kjoet9avbt.jpg